![]() |
![]() |
|
| متن و ترجمه حدیث شریف کساء |
|
سلام دوستان عزیز و بزرگوار چند مناجات واقعا قشنگ و زیبا از حرم امام رضا علیه السلام رو تقدیمتون میکنم امیدوارم هر وقت گوش میدید به یادمون باشید و صلوات بفرستید یا علی دوستان واقعا زیباست واقعا ... التماس دعای خیر صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام دانلود کنین : مناجات حرم امام رضا علیه السلام 1 مناجات حرم امام رضا علیه السلام 2 مناجات حرم امام رضا علیه السلام 3 مناجات حرم امام رضا علیه السلام 4 مناجات حرم امام رضا علیه السلام 5
برچسبها: مناجات, حرم, امام رضا علیه السلام, اهل بیت, معصومین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 23:3 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام دوستان عزیز یه مشکلی هست ازتون التماس دعا دارم دعا کنین که حل بشه ان شاءالله ممنونم یا علی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 20:59 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
با سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز نمیدونم چی بگم از محبت همتون ممنونم خدا خیرتون بده ان شاءالله این حدیث رو هر وقت که میخونم یا گوش میدم حس خواستی داره برام و لذت عجیبی شاید اینطور بگم اگه کسی شیعه باشه و این حدیث رو نخونه واقعا از فیض این حدیث غافل مونده این حدیث رو چند سال پیش تو این وبلاگ گذاشتم به امید اینکه مورد استفاده ی شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام قرار بگیره . ازتون فقط یه خواهشی دارم هر کدوم اگه در توانتون هست که میدونم هست و میتونین اینه که یه وبلاگ ساده بزنین و توش از دعاهای زیبا و زیارات زیبا و احادیث زیبا استفاده کنین تا یه روزی اگه نبودیم این وبلاگها و مطالبش از ما به یادگار بمونه در راهی که برای اهل بیت علیهم السلام رفتیم .
منو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین و هر وقت هر جایی اسمی از حدیث کساء شنیدین و در محفلی بودین و این حدیث رو خوندین منم یاد کنین و به نیابت از من هم بخونین ممنون از شما دوستان و عزیزان ارادتمندتان محمد .
برچسبها: حدیث کسا, محمد, اهل بیت علیهم السلام, حضرت زهرا, حدیث, دعا, زیارت, معصومین علیهم السلام, خدا |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1391ساعت 18:9 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اسرار حديث كساء
برچسبها: اسرار, حدیث, کسا’, اهل بیت, امامان, خدا, قرآن, پیامبران, اسلام, ثواب, شیعه, محبان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 21:32 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
حدیث شریف کساء
جابربن عبدالله انصاری از فاطمه علیهاسلام روایت میکند که فرمود:
یک روز پدرم رسول خدا نزد من آمد. سپس فرزندانم حسن و حسین و بعد امیرالمؤمنین علی وارد شدند. همه در زیر یک عبا جمع شدیم. پدرم دو طرف عبا را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره کرد و عرضه داشت:« پروردگارا! اینها اهل بیت و نزدیکان من هستند؛ گوشت آنها گوشت من و خون آنها خون من است. هر که آنها را بیازارد، مرا آزرده است. با آن کس که با اینها جنگ کند، در جنگم و با آن کس که با اینها مدارا کند، مدارا میکنم. دشمنانشان را دشمن دارم و دوستانشان را دوست دارم. اینها از منند و من از اینهایم. پروردگارا! صلوات و برکات و رحمت و آمرزش و رضایت خود را بر من و بر اینها فرو فرست و آنها را از هر گونه رجس و پلیدی پاک و مطهر گردان.» خداوند عزوجل خطاب فرمود : که ای ملائکه! آسمان و زمین و ماه و خورشید و ستارگان را خلق نکردم مگر برای محبت این پنج نور پاک که در زیر این عبا قرار گرفتهاند.» آنگاه جبرئیل این آیه را بر پیامبر نازل کرد:« انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا»؛ (احزاب، آیه 33) ( پروردگار اراده میکند آلودگی و پلیدی را از اهل بیت پاک کند و آنان را مطهر گرداند.) فواید خواندن حدیث کساء
حضرت آیت الله میرسیدعلی موحد ابطحی اصفهانی
[1] ـ در زیارت ناحیه مقدسه آمده است كه دعا در زیر قبهى حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) مستجاب است: «السلام على من الاجابة تحت قبته»: «سلام بر آنكه اجابت دعا در زیر قبهى اوست»؛ همچنین در روایتى دیگر آمده است: «الشفاء فى تربته و اجابة الدعاء عند قبره»: «شفا در تربت او و اجابت دعا در كنار قبر اوست». )حر عاملى، وسائل الشیعه، ج14، باب37 و 76. با تشکر از دوستان که این مطالب رو در وبلاگشون گذاشتند خدا خیرشون بده ان شاءالله التماس دعای فرج یا علی صلوات هم یادتون نره اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم والعن اعدائهم اجمعین الی یوم الدین فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله ادرکنا یا بقیت الله فی ارضه
برچسبها: آثار, فوائد, شان, حدیث, کسا’, اهل بیت, خدا, قرآن, پیامبران, اسلام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 21:17 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام بچه ها حدیث کساء از زیباترین حدیث هایی ست که خوندم پیشنهاد میکنم شما هم بخونینش خیلی قشنگه : اینم فایلشه برای دانلود : فایل زیبای حدیث
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَيْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِاز فاطمه زهرا سلام اللّه عليها دختر رسول خدا صلى اللّه عليه
وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فىو آله ، جابر گويد شنيدم از فاطمه زهرا كه فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در
بَعْضِ الاَْيّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَيْكَ السَّلامُ قالَبعضى از روزها و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام فرمود:اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعيذُكَ بِاللَّهِ يا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِمن در بدنم سستى و ضعفى درك مى كنم ، گفتم : پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعففَقَالَ يا فاطِمَةُ ايتينى بِالْكِساَّءِ الْيَمانى فَغَطّينى بِهِ فَاَتَيْتُهُ بِالْكِساَّءِفرمود: اى فاطمه بياور برايم كساء يمانى را و مرا بدان بپوشان من كساء يمانى را برايش آوردمالْيَمانى فَغَطَّيْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهِ وَاِذا وَجْهُهُ يَتَلاَْلَؤُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُو او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو مى نگريستم و در آن حال چهره اش مى درخشيد همانند ماهفى لَيْلَةِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ فَما كانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْشب چهارده پس ساعتى نگذشت كه ديدم فرزندم حسن وارد شد واَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا قُرَّةَ عَيْنىگفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور ديده اموَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ يا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُو ميوه دلم گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوىجَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُجدم رسول خدا است گفتم : آرى همانا جد تو در زير كساء است پس حسن بطرفنَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْكساء رفت و گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آيا به من اذن مى دهىاَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَياكه وارد شوم با تو در زير كساء؟ فرمود: بر تو باد سلام اى فرزندم و اىصاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَما كانَتْصاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزير كساء رفتاِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَيْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُساعتى نگذشت كه فرزندم حسين وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادرفَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا قُرَّةَ عَيْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَگفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم فرمود:لى يا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّى رَسُولِمادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوى جدم رسولاللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِساَّءِخدا (صلی الله علیه و آله و سلم)است گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زير كساء هستندفَدَنَى الْحُسَيْنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ اَلسَّلامُحسين نزديك كساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار، سلامعَلَيْكَ يا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِساَّءِبر تو اى كسى كه خدا او را برگزيد آيا به من اذن مى دهى كه داخل شوم با شما در زير كساءفَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَفرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم پس او نيز بامَعَهُما تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍآن دو در زير كساء وارد شد در اين هنگام ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شدوَقالَالسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَبَاو فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى اباالْحَسَنِ وَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ فَقالَ يا فاطِمَةُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَةًالحسن و اى امير مؤ منان فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى كنمطَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَگويا بوى برادرم و پسر عمويم رسول خدا است ؟ گفتم : آرى اين او است كهوَلَدَيْكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَبا دو فرزندت در زير كساء هستند پس على نيز بطرف كساء رفت و گفت سلام بر تويا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَيْكَاى رسول خدا آيا اذن مى دهى كه من نيز با شما در زير كساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر توالسَّلامُ يا اَخى يا وَصِيّى وَخَليفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَكَباد سلام اى برادر من و اى وصى و خليفه و پرچمدار من به تو اذن دادمفَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْكِساَّءِ ثُمَّ اَتَيْتُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُپس على نيز وارد در زير كساء شد، در اين هنگام من نيز بطرف كساء رفتم و عرض كردم سلامعَلَيْكَ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِبر تو اى پدرجان اى رسول خدا آيا به من هم اذن مى دهى كه با شما در زير كساء باشم ؟قالَ وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتى وَيا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ تَحْتَفرمود: و بر تو باد سلام اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نيز به زيرالْكِساَّءِ فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً تَحْتَ الْكِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِكساء رفتم ، و چون همگى در زير كساء جمع شديم پدرم رسول خدابِطَرَفَىِ الْكِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّدو طرف كساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره كرد و فرمود: خداياهؤُلاَّءِ اَهْلُ بَيْتى وَخ اَّصَّتى وَح اَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمىاينانند خاندان من و خواص ونزديكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من استيُؤْلِمُنى ما يُؤْلِمُهُمْ وَيَحْزُنُنى ما يَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْمى آزارد مرا هرچه ايشان را بيازارد وبه اندوه مى اندازد مراهرچه ايشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر كه با ايشان بجنگدوَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْو در صلحم با هر كه با ايشان درصلح است ودشمنم باهركس كه با ايشان دشمنى كند و دوستم با هر كس كه ايشان را دوست دارد اينانمِنّى وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَغُفْرانَكَاز منند و من از ايشانم پس بفرست درودهاى خود و بركتهايت و مهرت و آمرزشتوَرِضْوانَكَ عَلَىَّ وَعَلَيْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهيراًو خوشنوديت را بر من و بر ايشان و دور كن از ايشان پليدى را و پاكيزه شان كن بخوبىفَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يا مَلاَّئِكَتى وَي ا سُكّ انَ سَم و اتى اِنّى ما خَلَقْتُپس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساكنان آسمانهايم براستى كه من نيافريدمسَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضِيَّئَةً وَلاآسمان بنا شده و نه زمين گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نهفَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى وَلا فُلْكاً يَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِفلك چرخان و نه درياى روان و نه كشتى در جريان را مگر بخاطر دوستى اينالْخَمْسَةِ الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْپنج تن اينان كه در زير كسايند پس جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانندتَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِدر زير كساء؟ خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و كان رسالتند:هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْآنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئيل عرض كرد: پروردگارا آيا به من هم اذن مى دهىاَهْبِطَ اِلَى الاَْرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَكه به زمين فرود آيم تا ششمين آنها باشم خدا فرمود: آرى به تو اذن دادمفَهَبَطَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِىُّپس جبرئيل امين به زمين آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا، (پروردگار) علىّالاَْعْلى يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَيَخُصُّكَ بِالتَّحِيَّةِ وَالاِْكْرامِ وَيَقُولُ لَكَاعلى سلامت مى رساند و تو را به تحيت و اكرام مخصوص داشته و مى فرمايد:وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَلابه عزت و جلالم سوگند كه من نيافريدم آسمان بنا شده و نه زمين گسترده و نهقَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضَّيئَةً وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى وَلاماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلك چرخان و نه درياى روان و نه كشتى درفُلْكاً يَسْرى اِلاّ لاَِجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْجريان را مگر براى خاطر شما و محبت و دوستى شما و به من نيز اذن داده است كه با شمافَهَلْ تَاْذَنُ لى يا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يادر زير كساء باشم پس آيا تو هم اى رسول خدا اذنم مى دهى ؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد سلام اىاَمينَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ جِبْراَّئيلُ مَعَنا تَحْتَامين وحى خدا آرى به تو هم اذن دادم پس جبرئيل با ما وارد در زيرالْكِساَّءِ فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَيْكُمْ يَقُولُ اِنَّما يُريدُ اللَّهُكساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى كرده و مى فرمايد: ((حقيقت اين است كه خدا مى خواهدلِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً فَقالَ عَلِىُّ لاَِبىپليدى (و ناپاكى ) را از شما خاندان ببرد و پاكيزه كند شما را پاكيزگى كامل )) على عليه السلام به پدرم گفت :يا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَاى رسول خدا به من بگو اين جلوس (و نشستن ) ما در زير كساء چه فضيلتى (و چه شرافتى ) نزداللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاًخدا دارد؟ پيغمبر(صلی الله علیه وآله و سلم ) فرمود: سوگند بدان خدائى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْبرگزيد كه ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمين كه در آن گروهى ازشَيعَتِنا وَمُحِبّينا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِكَةُشيعيان و دوستان ما باشند جز آنكه نازل شود بر ايشان رحمت (حق ) و فرا گيرند ايشان را فرشتگانوَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ يَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شيعَتُناو براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه كه از دور هم پراكنده شوند، على (كه اين فضيلت را شنيد) فرمود: با اين ترتيب به خدا سوگند ماوَرَبِّ الْكَعْبَةِ فَقالَ النَّبِىُّ ثانِياً يا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاًرستگار شديم و سوگند به پروردگار كعبه كه شيعيان ما نيز رستگار شدند، دوباره پيغمبر فرمود: اى على سوگند بدانكه مرا بحق به نبوتوَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِبرانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزيد ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافلاَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شيعَتِنا وَمُحِبّينا وَفيهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّمردم زمين كه در آن گروهى از شيعيان و دوستان ما باشند و در ميان آنها اندوهناكى باشد جزوَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَكَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّآنكه خدا اندوهش را برطرف كند و نه غمناكى جز آنكه خدا غمش را بگشايد و نه حاجتخواهى باشد جز آنكهوَقَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَكَذلِكَخدا حاجتش را برآورد، على گفت : بدين ترتيب به خدا سوگند ما كامياب و سعادتمند شديم و هم چنينشيعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْكَعْبَة |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 20:38 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
میرم تا چلچراغی اشک را برپا کنم این وجود مرده را در بیت حق احیا کنم گر که مولایم عنایت بر من عاصی کند میروم تا قبر زهرا مادرم پیدا کنم ((( سلام الله علیها )))
((((( حلال کنین عازم سفر مکه ام با تشکر محمد دماوندی نیا )))) یا علی
شهداء را شاد کنید با ذکر صلوات السلام علیکم ایها الشهداء والصدیقین اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای الی ظهور المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام بحق دماء الحسین و اولاد الحسین و اصحاب الحسین علیهم السلام اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطمةَ و اَبيها و بَعلِِها وَ بَنيها
الي يوم الدين في هذه الساعه و في كل ساعه ان شاءالله يا مهدي جان ادركنا يا مولاي عزيز و حاضرمان ارواحنا فداك يا مولا جان يا مهدي جان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 23:58 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
با سلام این مطلب رو از یکی از وبلاگها گرفتم آدرسش یادم نبود ولی خدا خیرش بده ان شاءالله مطالب بسیار جالب و زیبایی هست تقدیم به شما یا علی .
1- کلمه روح
1 - کلمه روح به ابجد = 214 2 - ملفوظی عدد 214= دال - ی ا – را جمع ابجدی =247 3- 247 به نطق عدد به حرف می شود ر م ز = رمز
2 - حروف مقطعات قرآنی
3 – رابطه تعداد حروف آیه پنج سوره قصص با نام مبارک
مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام)
در باره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام ) است= تعداد حروف این آیه ۵۹ عدد می باشد. 2 - مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام) به ابجد = 59 می باشد. 3 – عدد 59= جمعش(9+۵)=۱۴ 4 – عدد 14 یعنی چهاردهمین امام معصوم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام) می باشد. 4 – نام مبارک پیامبر اسلام محمد(صل الله علیه و آله و سلم)
2– زبر حروف ملفوظی = م – ح - م – د 3 – بینات حروف ملفوظی = یم – ا – یم – ال 4 = جمع بینات ملفوظی به ابجد =132 5– اسلام = 132 6 –بینات اسم پیامبر محمد(صل الله علیه و آله و سلم) =132 7 – محممد بدون تشدید هم به ابجد = 132
5 – نام مبارک حضرت علی (علیه السلام)
2 – بینات ملفوظی = ین – ام – ا 3 – جمع بینات ملفوظی به ابجد = 102 4 – ایمان = 102 خدا در قرآن به مسلمانان می گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید"
6 – اصحاب یمین چه کسانی هستند؟
۲ – علی (علیه السلام) به ابجد = 110 7 – غدیر خم و علی(علیه السلام)
1– غدیر خم به ابجد = 1854 2– 1854 جمع عددش = 18 3 – زمان= 18 ذی الحجه 4 - ابلاغ کننده محمد (صل الله علیه و آله و سلم) - محمد =92 5 – حاصل جمع این زمان و مبلغ در باره کیست = ؟ 6 – زمان 18 + محمد(صل الله علیه و آله و سلم)92= ؟ 7 - 18 + 92 =110 8– علی(علیه السلام) =110
8 - امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) مولود کعبه
2 – مکان =کعبه 3 - کعبه به ابجد = 97 5 – حاصل جمع این زمان و مکان کیست = ؟ 5 – زمان 13 + مکان 97 = 110 6 – علی (علیه السلام) = 110
9 – اول و آخر سوره النباء
2 - عم یتساء لون =مردم از چه خبر مهمی سوال می کنند. 3 – عن النباء العظیم = از خبر بسیار بزرگ 4– الذی هم فیه مختلفون = که در آن اختلاف کلمه پیدا کردند. کلا سیعلمون = چنین نیست بزودی خواهد دانست. 4 - عم به ابجد = 110 و علی (علیه السلام) هم =110 در درون سوال جواب به ابجد مشخص شده است. 5– نباء العظیم = به روایتی از پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم ) علی (علیه السلام) می باشد. یا علی (علیه السلام) آن خبر مهم تو هستی 6 – فیه مختلفون = همان روز اول رحلت پیامبر( صل الله علیه و آله و سلم ) بر سر خلافت علی (علیه السلام) اختلاف نظر پیدا شد و تا حالا ادامه دارد و مصیبت جهان اسلام و کل جهان از این اختلاف می باشد. 7 – آخرین آیه 40 .... یا لیتنی کنت ترابا = کافران در روز قیامت می گویند ای کاش خاک بودیم (تا دچار آتش کیفر نمی شودیم) 8 - تراب = خاک 9 – یکی از القاب مشهور علی(علیه السلام) = ابوتراب 10 – ابو تراب= پدر خاک 11- پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا علی (علیه السلام) من و تو پدر این امت هستیم. م محمد(صل الله علیه و آله و سلم) آمد. 12 – منظور از ترابا کافران= یعنی ای کاش شیعه علی(علیه السلام) بودیم 13 – یعنی ای کاش شیعه بودیم و ولایت علی (علیه السلام) قبول می کردیم.
10 – 72 دوفرقه شدن امت
امت من 72 فرقه می شوند و فقط یک فرقه از آتش جهنم نجات پیدا می کنند.
والسلام با تشکر از کسی که این مطالب رو جمع آوری کرده و صلواتی رو تقدیم به آن بزرگوار کنیم با تشکر اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله یا مهدی جان ادرکنا یا مولای عزیز و حاضرمان ارواحنا فداک
اللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطمةَ و اَبيها و بَعلِِها وَ بَنيها وَالسِّرِّ المُستَودَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 11:10 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برحمتک یا ارحم الراحمین
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:14 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
تسبیحات درهر روز پس ازهرنماز نزد من محبوب تر ازهزار رکعت نماز در هرروز است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:13 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام خدمت شما عزیزان ممنونم که لطف کردین و به این وبلاگ تشریف آوردین
انشاالله که مطالب این وبلاگ مورد استفادتون قرار بگیره و از مطالبش میتونین استفاده کنین و نیاز به اجازه نیست دوستان بزرگوار و عزیز با تشکر محمد دماوندی نیا |
| پیوندهای روزانه |
|
شب آبی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1392 دی 1391 خرداد 1391 تیر 1390 مهر 1389 تیر 1387 فروردین 1387 |
| برچسبها |
|
حدیث (5) کسا’ (4) متن (2) شریف (2) ترجمه (2) اهل بیت (2) محمد (1) امامان (1) اسرار (1) امام رضا علیه السلام (1) اهل بیت علیهم السلام (1) حرم (1) آثار (1) مناجات (1) حدیث کسا (1) فوائد (1) شان (1) معصومین (1) حضرت زهرا (1) |
| پیوندها |
|
شب آبی |
|
RSS
|
